تبلیغات
سایت - نقد فیلم آتش بس
سایت
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من

ماه گذشته دو فیلم در سینماهای تهران روی پرده رفت که هر یک به شیوه خودشان نگاهی به مسئله زنان در ایران امروز داشتند. «آتش بس» و «به آهستگی».

 

در این نوشته می کوشم به اختصار بگویم بر خلاف آنچه مطرح شده، تهمینه میلانی نه تنها در آتش بس، قدمی برای احقاق حقوق زنان یا حتی طرح مسائل آنها برنداشته که بر آتش بدفهمی‌ها از فمینسیم نیز دمیده است.

در مقابل اما مازیار میری کارگردان به آهستگی و بهتر ازاو پرویز شهبازی در مقام فیلمنامه نویس این فیلم، زن ایرانی را در مرتبه‌ای برتر از آنچه تا به‌حال دیده شده بود نشانده‌اند.

افکار عمومی با آنچه ازپیشینه و موضع اجتماعی کارگردان آتش‌‌بس می‌دانست در پی فیلمی بود که داعیه دفاع از حقوق زنان را داشته باشد و به نقد نابرابریهای حقوقی و فرهنگی این حوزه بپردازد. انتظاری که البته برآورده نشد.

به آهستگی اما با فیلمنامه‌ای درخشان قصد نقد پیشداوری‌ها و ارزیابی‌های مردم نسبت به یکدیگر مخصوصا در موقعیت‌های سخت مثل وقوع مسائل ناموسی را داشت. نه تنها این هدف محقق شد بلکه فیلمساز موفق شد به لایه‌های پنهان‌تری از ناخوداگاه جامعه نیز نفوذ کند.

آتش بس به غیرازهجو فمینیسم و فمینیستها چیزی در چنته ندارد. لازم نیست توضیح داده شود فمینیسم آش درهم جوشی نیست که هر کس بتواند ادعا کند به قدر وسع خود از آن چیزی می‌داند و برداشت خودش را ارئه می دهد. فمینیسم رهیافتی است ناظر بر این نکته که زنان جنسی هستند که در طول تاریخ بر آنها ستم رفته و بسیاری از حقوق اساسی آنها اعاده نشده. بنابراین برای رفع این ستم تاریخی باید کوشید و بیشتر از همه در حوزه فرهنگ و زیرساختهای فرهنگی.(به رادیکالها نمی‌پردازم که حسابشان جداست.)

اینکه کارگردانی دلش بخواهد شخصیت مونث فیلمش را فمینسیتی روشنفکر معرفی کند و بعد برای شخصیت پردازی این کارکتر از نمادهایی بهره جوید که به هیچ روی معرف آن الگوی پیش گفته نیست ره به ترکستان می‌برد. زن روشنفکر فمینیست الزاما صبح روز عروسیش در حال ایمیل چک کردن نیست، که اگر هم باشد عملی واقعی انجام می‌دهد نه پزی برای به رخ کشیدن خودش. هرچه ظرف گران قیمت در خانه دارد (که معمولا ندارد و به جای آن کتابخانه‌ای پروپیمان دارد) برای به کرسی نشاندن حرف خود نمی‌شکند و برای بی‌آبرو کردن همسرش، دوستانش را برای ضایع کردن همسر به محل کار او نمی‌برد. در طول زندگیش بسیار می‌خواند و جستجو می‌کند بر خلاف شخصیت زن فیلم که تنها کتابی که در طول فیلم می‌خرد کتابی مربوط به معماری هتل است. آن را هم شوهرش می‌‌خرد. مدام در پی رخت و لباس نو نیست و به جای این به فکر ارتقای آگاهی است، امری که هیچ وقت در مورد این شخصیت اتفاق نمی‌افتد.

هر چه قدر ادعا شود ژانر فیلم آتش‌بس کمدی است و کمدی در ذات خودش می‌طلبد که کارگردان با شخصیت و موقعیتها شوخی کند از میلانی که فیلمسازی اجتماعی با برچسب دفاع از حقوق زنان است پذیرفته نیست. فیلمسازی که روزی دو زن را ساخته بود.

در موقعیت کنونی، هر روز چاله‌های زیادی سر راه گامهای لرزان جنبش زنان در ایران حفر می‌شود. میلانی که در موقعیتهای جدی داعیه دفاع از حقوق زنان را دارد در مقام کارگردان یک فیلم کمدی حتی حق ندارد بر عمق این چاله‌ها بیفزاید.

به آهستگی اما فیلمی است که با احترام به انتخاب زن او را در مرتبه‌ای والاتر می‌نشاند. قهرمان زن فیلم (پری) با اینکه زنی سنتی است و همسر یک کارگر جوشکار، برای پاسخ به نیازی درونی که تمثیلی از نیل به آرامش است قید خانه و زندگی را می‌زند و به سفر می‌رود. سفری که ده روز طول می‌کشد. زن در بازگشت در مواجهه با همسری که بر خیانت پیشگی او تردید ندارد فقط برای سه روز از سفرش دلایل قانع‌کننده دارد. اما کارگردان و پیشتر از او فیلمنامه نویس به زن فرصت می‌دهند تا در برابر چرای بزرگ شوهر، اطرافیان و جامعه سکوت کند و حق انتخاب فردی خود را محترم بشمرد.

فیلم در روایت ظاهریش هیچ ربطی به طرح و بسط ماجرای ستمی که در این سرزمین بر زنان می‌رود، ندارد. چه بسا فیلمنامه‌نویس آگاهانه نیز قصد پروراندن چنین مضمونی را نداشته اما فیلم در لایه‌های زیرین خود با احترام به زنی که موقعیت جدیدی را «انتخاب» کرده و بر تصمیم خود استوار می‌ماند، به طرح مسئله فاعلیت زنان در ایران امروز می‌پردازد. در سکانس پایانی فیلم وقتی درمی‌یابیم شوهر به رغم همه بدگوئی‌ها علیه زنش، زندگی با او را انتخاب کرده به راهی که زن رفته بود بیشتر ایمان می‌آوریم.

زنان ایران از اینکه در همه موارد فقط نقش مفعول را بازی کنند به در آمده‌اند و بر فاعلیت خود در زندگی پا می‌فشارند. آنها حق خود را طلب می‌کنند و قصد ندارند در این راه خانه و زندگی خود را هبه کنند. نگاه کنید به سکانسی که شوهر در پی اعتراف گرفتن از زن است و به زن می‌گوید از میان این سه راه یکی را انتخاب کن: می‌کشمت، به زندان می‌اندازمت یا طلاقت می دهم. زن می‌گوید هرکارمی‌خواهی بکن فقط طلاقم نده. او با این دیالوگ به خوبی ایمان خود نسبت به حقانیتش و تمایلش برای حفظ زندگی را نشان می‌دهد.

به آهستگی خیلی دقیق تمایل آشکار به فاعل بودن را در وجود پری به ما می‌نمایاند و غرق در لذتمان می‌کند.

موش و گربه بازی با مفهوم «قدرت»

مفهوم قدرت از اساسی‌ترین مفاهیمی است که در نقدهای فمینیستی مورد مطالعه قرار می‌گیرد. جوهر دعواهای تاریخی دو جنس بر کسب قدرت استوار شده و هر یک از آنها در طول قرون کوشیده‌اند نسبت خود را با قدرت تغییر دهند. با ارتقای آگاهی در دو قرن اخیر و با رشد آموزش و استقلال اقتصادی زنان، آنها قدرت بیشتری به دست آورده‌اند و مردها ناچار شده‌اند با نارضایتی بخشی از قدرت خود را تفویض کنند.

در هر دو فیلم یادشده موضوع قدرت از مفاهیم اصلی است. در آتش بس، زن برای اینکه بتواند قدرت خود را حفظ کند دست به اعمالی می‌زند که هیچ منطقی پشت آن نیست.(قصد نقد کلی فیلم را ندارم بنابراین درباره شخصیت مرد صحبت نمی‌کنم.) اما این ماجرای کسب و حفظ قدرت تا حد دعوای «تام و جری» تنزل می‌کند و این یعنی هجو همه ستمهایی که زنان در طول تاریخ و لااقل در دو قرن اخیر کشیده‌اند.

اما در فیلم به آهستگی، پری، زنی سنتی در جامعه‌ای بسته برای شکستن پوسته‌ای که همین جامعه دورش تنیده کوشش می کند و در این مسیر موفق می‌شود. همین که او باعث می‌شود شوهر کارگرش خود را به دست پیشداوری‌ها و قضاوتهای سنتی نسپرد و با او همراه شود بزرگترین پیروزی را به دست آورده است.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 8 دی 1389
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی